نمایش تبلیغ
 
ساخت وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگها
 


معمار
فرمان کوروش بزرگ-۲

بازم سلام

پیرو پست فرمان کوروش بزرگ مورخه ۳آذر بر آن شدیم پس از جلب نظر شمامتن این منشور را برای شما بگذاریم.

این منشور که در سال ۵۳۸ قبل از میلاد مسیح نوشته شده نخستین منشور جهانی حقوق بشر است که توسط کوروش پادشاه هخامنشی نوشته شده است. حقوقی که انسانها امروزه پس از گذشت ۲۵۰۰ سال آرزوی گسترش آن را در سر می پرورانند.

   آرامگاه کوروش          منشور حقوق بشر کوروش

«منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک (مردوخ = خدای بابلیان)، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. آن‌ها را از زیر یوغ اسارت خارج ساختم، به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. ... من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارند. خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ... او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ... من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه ‌های ویران آنان را آباد کردم، باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند ... من برای همه مردم جامعه‌ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم. من به سنتها و ادیان بابل واکد وسایر کشور های زیر فرمانم احترام می گذارم. همه مردم در سرزمین های تحت فرمان من در انتخاب دین کار و محل زندگی آزادند. تا زمانی که من زنده ام هیچکس اجازه ندارد اموال و دارایی های دیگری را به زور تصاحب کند. اجازه نخواهم داد کسی دیگری را مجبور به انجام کار بدون مزد کند. هیچ کس نباید به خاطر جرمی که بستگان او مرتکب شده اند تنبیه شود. من جلوی برده داری و برده فروشی-از زن و مرد-را می گیرم و کارکنان دولت من نیز چنین کنند تا زمانیکه این سنت زشت از روی زمین برچیده شود...»

یادآوری این نکته ضروری است که بسیاری از موارد اعلامیه جهانی حقوق بشر از قبیل برابری زن ومرد.آزادی بیان.آزادی اندیشه.آزادی کار.آزلدی در انتخاب همسر و خیلی از آزادی های دیگر که در منشور حقوق بشر آمده ریشه در گاتهای زرتشت دارد.

پيام هاي ديگران        link        پنجشنبه، 22 آذر، 1386 - معمارباشی
ايران شناسي(زنجان)

سلطانيه:

خوب همان طور كه قول داده بوديم اطلاعاتي در مورد گنبد سطانيه در اينجا آورديم البته به همراه عكس و كروكي اميدوارم مفيد باشه!!!

اين بنا در 43 كيلومتري شهر زنجان در شهر سلطانيه واقع شده كه به دستور سلطان محمد خدابنده از سال 704 ه.ق آغاز و در مدت 9 سال در تاريخ 713 ه.ق پايان يافته است.

سلطانيه با 5/48متر ارتفاع و 6/25متر قطر گنبد پس از كليساي سانتا ماريا در فلورانس ايتاليا و مسجد اياد صوفيا در استانبول تركيه ، سومين بناي عظیم گنبد دار در جهان و اولين بناي عظيم آجري تاريخي ايران محسوب مي شود.  

 

 

                                     

پيام هاي ديگران        link        چهارشنبه، 14 آذر، 1386 - معمارباشی
معماری ارگانيک(قسمت اول)

مقدمه:

ما احساس كرديم كه قبل از هر توضيحي راجع به ارتباط طبيعت و معماري يا همان معماري ارگانيك، بهتر است درباره طبيعت و پتانسيلي كه در خود نهفته دارد و چگونگي استفاده از اين پتانسيل و... صحبت كنيم و در ادامه به چگونگي تأثير آن بر معماران و در نهايت در آثارشان برسيم!

  « ارتباط با طبيعت ، ضروري ترين شرط براي هنرمند است. هنرمند انسان است ؛ او خود طبيعت است ؛ بخشي از طبيعت است در ميان فضاي طبيعي.»

                                                                                           پل كله

طبيعت:

 طبيعت در همجا وجود دارد و تأثيرگذار است. انسان مدام از طبيعت تقليد مي كند؛ ساختن خشت را از درختان فرا گرفته ، از گل هاي وحشي براي خلق سر ستون ها الهام گرفته اند و امواج دريا نقش مايه را براي خلق جزييات گچ بري و تزِيينات به آنها بخشيده است.طبيعت به وضوح در استعاره هم مركزيت دارد.

طبيعت ، شايد به مثابه والاترين استعاره ، سر چشمه استعاره هاي بسيار مهم و در عين حال متفاوت بوده است.

طبيعت با آدامش دريا ، صداي برگ ها، نقش و نگار زمين و حالات فصول ، تأمّل در آرامش ، سختي و والايي را به ما ارزاني مي كند.

طبيعت در شعر شاعران، يقيينا‍ در روح شاعرانه ي هر آفرينه اي حضور دارد. طبيعت نام خود را(مثل طبيعي،طبيعت گرا) به هر آنچه «واقعي» مي نمايد عاريه مي دهد؛ طبيعت سرچشمه ي احساسات ، شور و شعف، و رايحه ي فضاوزمان است.

بسياري از احساساتي كه طبيعت بوجود مي آورد مثل تغيير ساعات و گذشت زمان، كه با تغيير رنگ كوه ها و آسمان ، عبور نور از لابه لاي ابرها ، و با سر بر آوردن ماه و غروب خورشيد مشخص مي شود، نا محسوس هستند ؛ كه حضور خود را از طريق مشاهده يا تأثير عناصر محسوس طبيعت ( مثل كوه ها، دريا،درها،حيوانات و موجودات) بر ما مشهود مي سازند. طبيعت به هر دو قلمروي(محسوس ونامحسوس) تعلّق دارد.

طبيعت با همه چيز در تماس است، روح زندگي را در آن ها مي دمد و شرايط لازم وجود و رويش موجودات را فراهم مي كند. طبيعت دليل هرگونه «تغييرپذيري»است،و همچنين قابليت آموزش مفاهيم بصري، فضايي و ساختمان را داراست.

ما نياز فوق العاده اي به توجه دوباره به عناصر محسوس طبيعت داريم، چرا كه مي توان به اين موضوع اميد بست كه احساسات شور و هيجان و رايحه هايي كه معمار كنجكاو مي تواند از طبيعت فراگيرد ، پادزهري را فراهم مي آورد كه «از خود بيگانگي» اخير ،را از معماران و محيط هاي معماري مبتلا به آن مي زدايد.

تأثير ديرينه ي طبيعت:

شايد قوي ترين نوع الهام بخشي طبيعت بر مصنوعات بشري را بتوان در يونان باستان مشاهده كرد.بنابراين در ابتدا به مطالبي پيرامون يونانيان باستان كه چگونه از طبيعت الهام گرفتند و در زندگي و هنر و مخصوصا در ساخت و ساز هاشان از اين تجربه استفاده كردند، مي پردازيم.

 يونانيان به طبيعت احترام مي گذاشتند. آنان تغيير فصول را از طريق جشن ها و مراسم با زندگي خود در مي آميختند، براي جنگل ها، زمين ، آسمان ، آب ، وباروري الهگان ، به خدايان و نيمه خداياني اعتقاد داشتند. الهگان الهام بخش، دختران خيالي الهام بخشي كه اسم مفرد آنها(يعنيmuse)درشكل گيري وا‍ژه Music تأثير گذاشت، در طبيعت يونان يا در جنگل هاي متراكم مسكن داشتند.

طبيعت و انسان يكديگر را مخاطب قرار مي دادند. اسطوره شناسي يونان سرشار از اسطوره هايي درباره ي مواجهه ي انسان و طبيعت است:

  كوهساران همي ندا سردادند و درختان بلوط نبز

  كه آه و صد افسوس براي آدونيس . او در گذشت

  وپژواك در پاسخ گريست و ناله سر كرد.آه و صدافسوس براي آدونيس.

  و نيز براي الهگان عشق و الهام ، كه مرگ وي را به سوگ نشستند.

                                                                   (اديث هميلتون)

عالم دريايي، امواج و دلفين ها، اختاپوس ها و صدف هاي حلزوني ، فرم هاي هندسي خود را به تزيينات قصر هاي كرت و ميسن بخشيده اند. بنابه روايت اساطيري ، گل هاي وحشي و خارها به سر ستون هاي كورنتين تبديل شده اند و مارپيچ ، شكل طبيعي تناسب و رويش زندگي ، نقش خود را به سرستون يونيك بخشيد.

زيبايي طبيعي معابد يونان در نوع خود بي نظير بود؛ معابدي در مجاورت چشمه هايي زير سايه سار درختان ، بر فراز دره هايي پوشيده از درختان زيتون و...

پيشينيان آنها طبيعت را داراري سيرتي دوگانه مي دانستند: زميني و كيهاني

زميني: شامل هر چيز بود كه براي آنها قابل ديدن ،احساس كردن و تجربه كردن بود. آنها ساختمان هاي خود را در مكان هايي مي ساختند كه قابل رويت و محسوس بود. يونانيان هر «نشان زيبايي طبيعي» و هر شكل طبيعي منحصر بفردي را احترام مي گذاشتند.

كيهاني: شامل جهان فرادست و كيهان بود؛ آنها تلاش مي كردند تا آن را در ذهن خود دريافت و با هنر خود بيان كنند.

جلوه اول طبيعت مبتني بر دريافتي محسوس بود ، و يونانيان باستان با احترام گذاشتن به عوامل محسوس در طبيعت ، دست به ساخت و ساز مي زدند. آنها از طبيعت محافظت مي كردند و از زمين بكر براي كشاورزي و ديگر امور زندگي بهره مي جستند. علاوه بر آن خانه هاي خود را نيز در امتداد و در هماهنگي با توپوگرافي ، روي تپه ها و كوه هاي كم ارتفاع و با عنايت به بهينه سازي شيوه هاي اجتماعي ،اقتصادي، و نيز كاربرد انرژي بر پا كردند. آنها از قانون و طبيعت در استفاده ي حداقل از انرژي و جلو گيري از اتلاف آن پيروي مي كردند. آنها با دنبال كردن رد پاي بزها و گوسفندان خود مسير بهينه را براي جاده كشي انتخاب مي كردند . آنها نسبت به ديد و مناظر سكونتگاه هاي خود به اماكن مقدس، شرق و غرب بسيار حساس بودند و ساختمان هاي مهم و محوطه هاي مقدس را با دقت نظر مكان يابي مي كردند.«استقرار آتني ساختمان» (شيوه اي كه يونانيان براي ساخت و ساز در ايالت آتيكا ، كه آتن در آنجاست ، به كار مي بردند) طريقه اي از احترام گذاشتن به قوانين طبيعي بود،و برقراري ارتباط منطقي با طبيعت و در ضمن مناظر و قداست جهان آتني را نيز حرمت مي نهاد.

تمدن بشري با تلاش انسان براي ارتباط با طبيعت و فهم آن آغاز شد؛طبيعتي كه براي او به سادگي دريافتني نبود . شايد بتوان گفت كه كل فرايند پيشرفت و تكامل بشري حاصل معاشقه ي او با طبيعت بوده است؛ تلاشي پيوسته براي ارتباط برقرار كردن با اصول و قوانين آن، و به واسطه ي آن ، ارتباط با انسان هاي ديگر.

دوستان اين بار تا همينجا بسنده ميكنيم و در آپ هاي بعد بيشتر به معماري و طبيعت نزديك ميشويم كه فكر مي كنيم با مطالبي كه براتون از طبيعت گفتيم پيش زمينه ي خوبي در ذهن هاي خلاق تان از موضوع اصلي ساختيم و زمين را براي بر افراشتن بنايي استوار بنام معماري ارگانيك  آماده كرديم. 

پيام هاي ديگران        link        يكشنبه، 11 آذر، 1386 - معمارباشی
ایران شناسی(استان زنجان)

سلام دوستان!
ما می خوایم وبلاگ رو در چند بخش ارائه کنیم که یکیش مربوط به ایرانشناسیه:
توی این بخش که دنباله دار هم هست،این بار می خوایم آثار تاریخی استان زنجان رو معرفی کنیم. ماجرا از اون جا شروع شد که در ترم های گذشته ،برای درس بیان1 باید شهری رو انتخاب می کردیم ومی رفتیم از بناهای ارزشمندش کروکی می زدیم حالا بگذریم  ازاین که زمستون بود و... دمای پایین ۱۰- درجه و ...غر غرکردنامونو... ولی الان که فکر می کنم می بینم کلی فایده داشته برامون و معنای حرف استادمون( آقای صدیق) که می گفت وقتی می خواین بنایی رو خوب بشناسین ازش کروکی بزنین. رو می فهمم آره خلاصه این شد که هر تعطیلی که می شد به ناگه انگار که چیزی مثل بمب توی گروه منفجر شده باشه همه پراکنده می شدیم و هر کدوم به شهری پرتاب می شدیم... من کلا سه بار  به زنجان رفتم که نتیجه اش شد کروکی هایی که زدم وعکس هایی که گرفتم واطلاعاتی که بدست آوردم ،که حالا می خوام تا جایی که مفید باشه اینجا بذارمشون خوب اگه بخوایم شروع کنیم هیچ جوره نمی شه اولویت سلطانیه وگنبد سلطانیه رو در نظر نگرفت پس در اولین فرصت و در پست بعدی با دستانی پر می آم،خدا نگهدارتون!  تا بعد...

پيام هاي ديگران        link        سه شنبه، 6 آذر، 1386 - معمارباشی
COMING SOON

سلام

ممنون كه به بلاگ ما سر مي زنيد و نظر هايي مي ديد كه نشون مي ده حسا بي به مطالب اين بلاگ فكر ميكنيد.اين حمايت هاي شما عزيزان است كه چراغ راه ما براي حركت به جلو و سوار شدن در آسانسورهاي ترقي،ميشود!

بنا به درخواست شما، در آينده اي نه چندان دور مطالبي پيرامون معماري ارگانيك در اين بلاگ خواهيم آورد!

باز هم نظر بذاريد برامون

پيام هاي ديگران        link        شنبه، 3 آذر، 1386 - معمارباشی
7 کلید ایجاد زیبایی در طراحی منظر

 تاکید ، تضاد ،سادگی،تنوع ،تناسب ،تعادل ،وحدت .... 7 کیفیت بصری که باعث ایجاد زیبایی در طراحی می شود. استفاده به جا از هرکدام در زمان و محل مناسب ، مهارت طراح را نشان می دهد.رعایت هماهنگ سادگی امیخته با تنوع و تکرار همراه با تنوع وتضاد در صورتی که به وحدت و یکپارچگی طرح منتهی شود باعث خلق منظری زیبا و تاثیر گذار خواهد شد.

1-وحدت

"وحدت ، هماهنگ نمودن موفقیت امیز تمام عناصر ،یکپارچگی و هم پیوندی در طراحی می باشد به قسمی که یک منظور مشترک و واحد از ان مستفاد گردد. وحدت از کیفیات بارز بصری در طراحی منظر است که باید بیشترین ارزش به ان داده شود زیرا مبین مهارت واقعی در هنر طراحی است . چنین اثری نهایتا باید انچنان ترتیب داده شود که به عنوان تنها راه حل ممکن مسئله جلوه گر شود. "

مهم ترین اصل در طراحی رسیدن به وحدت است . این مفهوم کلیه عناصر و کیفیات طراحی را در برگرفته و از انان کلی واحد می سازد . رسیدن به یک واحد یکپارچه متشکل از کلیه جزییات یک محوطه ،تسلط کامل طراح بر علم طراحی و مهارت او در بکار بردن این تخصص را می رساند. وحدت عناصر در صورتی تامین خواهد شد که جزییات طرح به گونه ای مناسب با یکدیگر ترکیب شده باشند.

2-تاکید

با استفاده از تاکید روی برخی از المانهای طراحی ،می توان چشم را به یک بخش از ترکیب معطوف داشت . این کار ممکن است با بهره گیری از یک تک درخت ،یک گروه درختچه با ویژگی های خاص ،یک ساختمان یا یک فواره و یا یک مجسمه عملی گردد. تاکید باید با مضایقه و امساک مورد استفاده قرار یرد ،چون در اغلب موارد یک منظر بصری ثابت می تواند به سهولت خسته کننده باشد. البته از انجا که درختان بزرگترین گونه های گیاهی هستند در ارتباط با تاکید و ایجاد تاثیر بصری ان عمدتا از این درختان استفاده می شود.

3-تضاد یا تباین

تباین همواره اتفاق می افتد اما گاه متوجه حضور ان نمی شویم . وقتی فضای خالی فرمی را احاطه می کند . یا یک خط راست و یک منحنی با هم تلاقی میکنند ،فرمی از فرم دیگر بسیار بزرگتر می شود یا جهت های افقی و عمودی هم زمان اشکار می شوند تباین بوجود می اید.

تضاد یکی از راههای ایجاد تنوع و کاستن از سادگی است. تضاد می تواند در رنگ ، فرم و بافت و اندازه  بکار رود .

4-سادگی و نظم

سادگی و نظم را می توان در یک مبحث بررسی کرد . سادگی در برابر تنوع قرار می گیرد . یکی از مهمترین اصول زیبایی شناسی سادگی است که عدم توجه به ان ارزشهای کار را کاهش داده و استاری طرح را از بین می برد.

5-تنوع

تنوع ونظم هر دو درکنار هم معرف یک تعادل ظریف و ترکیب متناسب در طراحی محسوب می شوند . در طراحی منظر نیز لازم است که به منظور تجلی زیبایی بصری ان توجه به نظم و تنوع در حالت تعادل خود معطوف گردد. به طور کلی از نظر زیبایی شناسی نظم بیش از اندازه در هر طرحی باعث یکنواختی و تنوع افراط امیز نیز باعث سردرگمی می شود. پس در این زمینه لازم است که به ایجاد یک حالت تعادل بین حد اکثر ها و حداقل ها در تنوع و نظم المان های فضاهای مختلف طرح توجه شود تا امکان احیای وحدت حسی فراهم اید.

6-تناسب و مقياس

عناصر بصري ظرفيت ان را دارند كه يكديگر را كامل و يا تعريف نمايند . اين فرايند به تنهايي عنصر تناسب را معرفي ميكند. به عنوان مثال هيچ شكل بزرگي وجود ندارد مگر اينكه شكل كوچكتري در كنار ان وجود داشته باشد

عامل مهم در تناسبات و اندازه گيري خود انسان است. در طراحي فضا ،عناصر با مقياس انساني سنجيده مي شوند.

قرار گرفتن يك ساختمان كوچك در سايت فضا را بزر گتر جلوه ميدهد. 

7-توالی و  تكرار

تکرار اسان ترین روش در طراحی است. تکرار فرم های واحد ،حالت هماهنگی را سریعا منتقل می کند . هر فرم واحد تکراری مانند ضرب های ضرب اهنگ است . به کار بردن فرم های واحد با تعداد کمتر و بزرگتر ،طرح را ساده و مشخص می کند و اگر فرم ها با تعداد بی شمار و اندازه کوچکتر باشد ،طرح راحالت بافتی یکنواخت پیدا می کند. 

o       مثال :کاربرد تکرار در طراحی پارک :

تکرار در طراحی به عنصر نظم و تنوع معنی و مقصود میبخشد و بین المانها و فضاهای مختلف ایجاد وحدت می کند.

در طرح پارکها تکرار برخی المان های طبیعی یا مصنوعی و فضا ها میتواند به ایجاد چنین وحدتی منجر شود و از نظر جنبه های بصری ،زیبایی طرح را فزونی بخشد.

"توالی به عناصر متنوع معنی ومفهوم می بخشد . با تکرار گیاهان و اجسام مختلف در طرح از پیچیدگی احتمالی ناشی از تنوع بسیار کاسته و نظم و ترتیبی به منظره می بخشد. در پروژه های بسیار وسیع طراح می تواند به دلخواه خود یک انبوه کاری یا گروه کاری را تکرار کرده و ایجاد توالی نماید . بدین سان باغ تکه تکه و جدا از هم جلوه نخواهد کرد. "

 

پيام هاي ديگران        link        پنجشنبه، 1 آذر، 1386 - معمارباشی
ترفندهای محوطه سازی در طراحی فضای سبز

 

ترفندهای محوطه سازی در طراحی فضای سبز


            

استفاده از مصالح

در هنگام استفاده از مصالح در محوطه سازی پارک ها و باغات نیاز به توجه تکنیکی در این خصوص وجود دارد. مثلا استفاده از کالار سیمان در پارک ها که امروزه رایج شده و بسیاری از جنبه های زیبا شناختی آنها را نابود ساخته است. زیرا سیمان از نظر ساختار بسیار ناپایدار است، هنگامی که اولین برف می بارد بسیار شاداب و پرطراوت به نظر می رسد اما پس از آن کیفیت خود را از دست می دهد. دومین مساله این است که برف سمبل پاکی و عفت است و این درحالی است که سیمان و بتون معنای وحشت و خشونت را به انسان القا می کند. بنابراین از سیمان و بتون می بایست در مکان هایی از پارک که در معرض دید نیستند مورد استفاده قرار گیرد. در مقابل سنگ نشان دهنده استحکام، وحدت و جاودانگی است. سنگ در بسیاری از ادیان مقدس است. مثلا در دین اسلام سنگ سیاهی که در کعبه زائرین ان را می بوسند و معتقدند که از بهشت آمده و در هنگام نزول از آسمان به رنگ سفید بوده اما در اثر گناهانی که بشر مرتکب شده سیاه شده است.

در قدیم دیوار باغها از ملاط ساخته می شدند که بسیار مهربان تر و ملایم تر از سیمان پورتلندی به نظر می رسید. آهک آبی از طریق حرارت دادن گچ و سنگ آهک بمنظور آزاد شدن دی اکسید کربن، بدست می آید. هنگامیکه این مواد دوباره با آب مخلوط شدند و در معرض هوا قرار می گیرند و دوباره با دی اکسد کربن ترکیب شده و به همان حالت شیمیایی اولیه باز می گردد. دی اکسید کربن به استحکام لایه های بیرونی ملاط می افزاید و بهمین دلیل شاید یک قرن بتواند استحکام خود را حفظ کند. این نوع ملاط امروزه از نظر ساختمان سازان دور مانده است در صورتیکه هنوز هم می توان از آن در محوطه سازی پارک ها و باغات استفاده کرد.

مثلا امروزه استفاده از آجر و خشت به کلی از مد افتاده تلقی می شود. اما باید بدانیم که دوام این محصول می تواند با توجه به کیفیت آن مناسب باشد. خشت های گلی که شهر باستانی بابل به کار می رفته بوسیله شل دادن به گل مرطوب درست شده است. این بلوک های گلی سپس در مقابل نور آفتاب خشک می شوند و در مکان مناسب مورد استفاده قرار می گرفتند و در ساخت خانه ها کاربرد داشته اند.

حدود 3 هزار سال پیش از میلاد مسیح انسان این مساله را دریافته بود که هنگامی که گل مرطوب خشک شود تبدیل به ماده ای سخت می شود. در آن زمان از گل رس برای ساخت ظروف استفاده می شد. رومی ها مهارت لازم را در ساخت خشت کسب کرده و سپس این هنر را در اختیار مردمان شمال اروپا قراردادند. این خشت ها در قرون وسطی در ساخت دودکش ها و مناره کلیساها مورد استفاده قرار گرفت. البته امکان این نبود که در کوره های آجرپزی ابتدایی این خشت ها در دمای بالایی درست شوند.بعد از 1200 سال پس از میلاد مسیح کشورهای سفلی مانند هلند و جنوب انگلستان مبادرت به ساخت این خشت ها ورزیدند. اما در زمان حاضر این خشت ها و در واقع آجر ها به اندازه استاندارد رسیده اند اما در ساخت دیوار باغاها کاربردی ندارند، آجرهای دست ساز از نظر ساختار به گونه ای هستند که هرگز ماشین نمی تواند ان را بسازد؛ آجر های دست ساز را می توان به اندازه مورد نیاز ساخت. این طور به نظر می رسد که آجرهای دست ساز از نظر زیبایی و آذین بندی بهتر از آجرهای کارخانه ای است، البته هزینه دستمزد ساخت آنها از مواد خام بیشتر می شد؛ این مساله هم حل شد و زیبایی حاصله جای خود را به پرداخت هزینه های کلان داد. در دهه سوم قرن بیستم "وینستون چرچیل" به ساخت خشت و آجر و کارگران این حرفه بسیار اهمیت می داد.

سفال هم یکی از مصالح قدیمی است که در امر محوطه سازی باستان اهمیت بسیاری داشته است. سفال همان گل رس است که در دمایی پایین تر از کوره آجرپزی خشک می شود و به رنگ سرخ بسیار زیبایی در می آید و در گذشته بیشتر در ساخت ظرف و ظروف مورد استفاده قرار می گرفت. امروزه بسیاری از کارخانه ها به جای اساتفاده از پلاستیک و بتون استفاده از این ماده را توصیه می کنند. بسیاری از باغهای بر جای مانده از مصر باستان و روم دارای دیوارهای رنگین بوده اند که دلیل آن استفاده از گل رس و سفال بوده است. در زمان برگزاری فستیوال ها برای تزئینات روی دیوارهای پارک ها و باغها می توان از سفال استفاده کرد. هن.ز هم "توسکانی" در ایتالیا در مرکز ساخت سفال قرار دارد.

مأخذ : www.gardenvisit.com

پيام هاي ديگران        link        پنجشنبه، 1 آذر، 1386 - معمارباشی
با بزرگان معماری

سلام دوستان در اینجا صحبتهای بزرگان معماری رو آوردم تا  از آنها درس بگیریم

پیتر آیزنمن :چارلز جنکز ظرفیت خاصی برای پیشگویی آنچه در معماری اتفاق خواهد افتاد دارد.او با معماری بعد از مدرن به دنبال گذشته بود ولی با کتاب معماری پرش کیهانی خود برای اولین بار رو به آینده دارد.

پیتر آیزنمن :حقایق علمی بهانه ای برای معماری هستند نه توجیهی برای آن.                      

آلبرتو پرز گومس :حتی دیدگاه ریاضیدانی چون مندلبروت از معماری همانند دیدگاه پرنس چارلز تقلیدی کهنه است.

میس ونده رو :هیچ کس نمیتواند هر صبح دوشنبه یک سبک معماری جدید اختیار کند.

میس ونده رو :ترجیح میدهم خوب باشم تا جالب توجه.                   

هوشنگ سیحون :کلام آخر من ایران است.                                        

لوکوربوزیه :چشمهایی که نمی بینند زیبایی نوین عصر حاضر را.

لوکوربوزیه :من ترسیم­کردن را به حرف­زدن ترجیح می­دهم، زیرا ترسیم­کردن سریع­تر است و مجال کمتری برای دروغ­گفتن باقی می­گذارد.                       

پاول جاناک :رفتار معماران مدرن بر محور مصالح است و می خواهند کار خود را بر اساس ساختار و مصالح قرار دهند برای اینکه نمایش ساختار و مصالح تشکیل دهنده یک یک اصول خلاصه شده است.

بهرام شیردل :معماران هم مثل اهل حرفه های دیگر در یک مقطع زمانی پی می برند که شرایط جهان دارد تغییر می کند و کار حرفه ای آنها وقتی ارزش دارد که در این شرایط جدید بتواند نقشی ایفا کند.

ژان نوول :معمارانی که حرف بیشتری برای گفتن دارند معمارانی هستند که واقعا میسازند.

                                             

پاتریک ناتگنز :معماری علاوه بر زیبایی با کارایی نیز سر و کار دارد یعنی علاوه بر بیان شخصی با تامین نیاز دیگران نیز درگیر است.

بن فارمر :معماری هنری است که نمی تواند از بافت پیرامون طبیعی و مصنوع جدا باشد.اگر قرار است مفاهیم معماری را درک کنیم تبحر فنی نیازیست اساسی. معماری خوب نیزمند کارفرمای خوب است.

هنری لنارد/سوزان کروهست لنارد :فضاهای شهری نیازمند بیان هنری اند.خاطره های ما با مکانهای با هویتی که در آن تجربه های ارزشمند رخ میدهد گره خورده است.فضای شهری در واقع قلب شهر و منشاء زندکی روزمره است.

جرج آنزورنا :معمار واقعی معماریست برای همه و از جمله فقرا.

باری.بی.گرین بی :از نظر تاریخی معماری عینی ترین و ماندگارترین نتیجهء آرزوی انسان برای یافتن معنا در این دنیای خاکی بوده است.

جی اپیلتون :رابطه یک بنا با محیط پیرامونش معیار مهمیست که با توجه به آن میتوان شایستگی هنری بنا را ارزیابی کرد.

دیتریچ کاربرچت :وقتی میگوییم شهری زیباست منظور آن زیبایی است که ما از خیابانها و میدانها _یعنی از فضای عمومی_درک میکنیم .بنابراین برای «زیبا» کردن یک شهر باید به اینگونه فضاهای عمومی پرداخت.

استیون گروک :آثار «آلتو» دل مشغولی او را به مکان و راهها نشان میدهد.یعنی عینیت بخشیدن به تجربه ای از حرکت در مکانی از پیش ساخته.

چارلز جنکز :معماری ارگانیک این معماری بر پایه اندیشه نزدیکی بین معماری و محیط زیست شکل گرفته است. این معماری نوعی فناوری الهام گرفته از طبیعت است که الگوهای طبیعی عیناً در آن تکرار میشود.                               

فرانک لوید رایت :معمار بایستی یک پیامبر باشد ... یک پیامبر به مفهوم واقعی کلمه ... اگر او قادر نباشد حداقل ده سال جلوتر را ببیند، نمی­توان او را یک معمار نامید.

لویی کان :پروژه؛ یعنی شالوده دادن به یک فرم، درون یک نظم.

فرانک گری :هندسه شالوده و مبنای ادراک معماری است. من از طریق هندسه به اثر خود دست می­یابم. در شناخت جهان معماری، زبان هندسه مانند زبان سازه اهمیت دارد. هر دوی آنها در کنار خواص مصالح و عالم طبیعت، برای من سرچشمه­های زاینده و مهم الهام هستند.

تادائو آندو :خلاقیت حقیقی کل زندگی را شامل می­گردد و به وسیله ابزارهایی از شهود بیان می­شود که فراسوی منطق و آن چیزی است که زبان­های دیگر قادر به ابراز آن هستند.

نظر یادتون نره

پيام هاي ديگران        link        سه شنبه، 29 آبان، 1386 - معمارباشی
ما آمديم

پس از کلی انتظار بالاخره تصمیم گرفتیم به تقاضا های مخاطبان پاسخ دهیم و چراغ این کلبه را 2باره روشن کنیم.تا همه از مطالب سودمند ما استفاده کنند.

در ضمن ما ۴ نفر از برو بچ  معماری دانشگاه  علم و صنعت تهران هستیم. واز اینکه به اين كلبه درويشي ما سري مي زنيد،خوشحاليم.

ما را از نظرات سودمندتان بهره مند گردانید

پيام هاي ديگران        link        سه شنبه، 29 آبان، 1386 - معمارباشی